پارت هشتاد و دوم :

آب دهان لزجش را که همراه عرق پیشانی طعم مزخرف شوری را القا می‌کرد، قورت داد. نگاهش را از آن تکه مغز و روده‌ی کودک روستایی که موقع فرار به کفشش چسبیده بود گرفت و با سوزش گلو، خسته به بی‌کران نگاه کرد. تهوع دوباره به سراغش آمد، کی تا حالا دیدن مغز و روده عادی بود؟ بی‌کران؛ او بهترین آشوزوشت پارسه بود. لبخند گرمی در این هیاهوی زد و با امیدی که به قلبش آمده بود، زمزمه کرد:
- به من قدرت بده

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۷۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت نقشه پارسه نهایی در رمان جادوی کهن - جلد اول پارسه نقشه پارسه نهایی
آخرین نظرات ارسال شده
  • طوفان

    0

    همین انتظار رو داشتم 🥲

    ۳ ماه پیش
  • GOLBARG

    0

    خیلیییییی خفننن بود چطوری میتونی انقدر خوب باشین نیل رام و ریوند ؟؟؟ چقدر خوب مینوسی فاطمه!!!🙂🤩🙂😪

    ۱ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    لطف داری عزیزم، خوشحالم که دوستش داشتی.

    ۱ سال پیش
  • آبی

    0

    بالاخره تونستم کمی نفس بکشم... ولی چقدر عجیب... به نظر نیلرام قدرتمند میاد اما تیک تاک. حالا که جادو رو باور کرده، وقت برگشتنه تقریبا(:

    ۱ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    ثانیه های بازگشت به صدا در اومدن

    ۱ سال پیش
  • فاطمه ❤️

    2

    خداقوت عزیزم خیلی هیجان انگیز شده واقعاً ممنون 💜🌟💜🌟

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    ☘️🌸

    ۲ سال پیش
  • آمنه

    7

    حالا نمیشد پارت هدیه بدین دل توی دلمون نیست گرچه گفتین توی سفر هستین ولی به هر حال خودخواهی ودوست دارم ببینم چی میشه

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    دستم درد داره وگرنه میدادم.

    ۲ سال پیش
  • سهیل۲۸

    3

    عیدتون مبارک طاعاتتون قبول از خداوند میخوام که هر چه زودتر این درد از دستتون برطرف شه و کلا دیگه هیچوقت درگیر درد مزمن یا طولانی نشید 🙏🙏🙏🙏

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    عید شماهم مبارک دوست عزیز، انشاالله. فعلا دوباره درگیرشم.

    ۲ سال پیش
  • سهیل۲۸

    3

    ای وای چه لحظات نفس گیری

    ۲ سال پیش
  • آمنه

    4

    عیدتون مبارک امیدوارم ودعا میکنم سلامت باشید وزود دستتون خوب بشه

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم عید شماهم مبارک.

    ۲ سال پیش
  • سارا

    4

    اخیش یه نفس راحت کشیدیم 🙂من به شخصه به اراده انسانها باور دارم واین که ما اشرف مخلوقاتیم واسه خاطر همین فکر وارادمون هست کاش همه ما ادما راه درستو بریم وبه اون کمال انسانیمون برسیم 😘😘

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    بله کاملا درسته.

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر آبی

    3

    آفرین دختر هزار افرین بهت کارت عالی بود میدشونشیتم خیلی خیلی ممنون از شما بخاطر این پارت زیبا

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    مرسی عزیزم.

    ۲ سال پیش
  • عسل

    3

    خوشحال شدم که نبلرام قدرتش رو به دست اورده و ناراحت هستم برای اینکه گفتین ریوند میمیره

    ۲ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    قدرتی به دست نیاورده عنصرش رو درک کرد فقط

    ۲ سال پیش
  • آمنه

    2

    خوشحالم که اینقدر رو پیدا کرده بود واسترس بابت اینکه هنوز ریوند پیش اهریمن ها هست پس بگید چی شده😔

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️